تعطیلی مدرسه وعکس یادگاری با بچه ها
چكيده:
امتحان را همه ما به خوبى مىشناسيم و با تمام وجود آن را لمس و احساس
كردهايم و درباره آن كولهبارى از خاطرات تلخ و شيرين همراه داريم.
با رسيدن فصل امتحانات، گاه بذر نگرانى و دلهره و گاه ترسى پنهان و موهوم
شكل مىگيرد. اين مقاله مىكوشد اين ابعاد را بررسى كند و با ارائه
پيشنهادهايى، عوامل بازدارنده و اخلالگر را به مرز صفر برساند؛ گرچه صحبت
از تمام عناصر و زواياى اين پديده به مجموعهاى از مقالات نياز دارد. با
عنايت به ضيق زمان و ضرورت اين فصل، مطالب به اختصار ارائه مىگردد تا ان
شاء ا... همه از آن بهره گيرند.
اهمیت برنامه ریزی در فصل امتحان :
در خصوص اهميت برنامه ريزى، محققین مطالب زیادی مطرح نموده اند . چهار فايده اصلى كاربرد برنامه ريزى عبارت است از:
1 - هدفمندى
2 - بركت زمان
3 - كاهش دغدغه
4 - نتايج فراوان
امروزه ضرورت برنامه ريزى، با عنايت به سرعت، اطلاعات، قدرت و تحولات انفجارى موجود، از آفتاب روشنتر است .
مفاهيم زير را تعريف كنيد.
الف) پردازش:
ب) داده:
ج) پرونده(فايل):
2
جاي خالي را با عبارات مناسب پر كنيد.
الف) نرم افزارها به دو دسته ................ و ................تقسيم مي شوند.
ب) يك كيلو بايت برابر .................
ج) موتورهاي جستجو از برنامه هايي به نام ................. استفاده مي كنند.
3 مفاهيم زير را تعريف كنيد.
الف) گره:
ب) ديوار آتش:
ج) شيار:
4 چهار پيكر بندي اصلي شبكه را نام ببريد؟
5 كاربرد هاي ارتباطات و تبادل اطلاعات را نام ببريد ؟(چهار مورد)
6 در مورد آدرس زير اجزاء خواسته شده را مشخص كنيد.(نام كاربر- نام محدوده و نوع محدوده).
aeinstein@phy.prinston.edu
7 برخي از تخريب هايي كه ويروس ها ايجاد مي كنند را نام ببريد؟(4مورد)
8 اتوماسين را تعريف كنيد؟
9 فرق بين حافظه RAM و ROM را بنويسيد؟
10 پيكسل را تعريف و دو نوع از صفحه نمايش را نام ببريد؟
11 چه موادي به ديسك سخت لطمه مي زنند؟
1 مفاهيم زير را مختصر شرح دهيد؟
الف)رايانه ب)پردازش
ج)رويه و روند د)نرم افزار
2 عدد47- را در يك بايت ذخيره كنيد.
3 اگر گنجايش يك ديسك سخت 64 گيگا بايت باشد .ظرفيت آن چند كيلو بيت است؟
4 انواع شبكه هاي رايانه اي را از نظر پيكر بندي و از نظر بعد و وسعت جغرافيايي نام ببريد؟
5 عوامل موثر در انتقال اطلاعات را نام ببريد؟
6 مفاهيم زير را مختصر شرح دهيد.
الف)اينترنت ب)حافظهCMOS
ج)URL د)پراكسي
7 تفاوت ويروس ها وكرم هاي رايانه اي را بيان كنيد و امنيت رايانه اي را شرح دهيد؟
8 قسمت هاي مختلف واحد سيستم رايانه را نام ببريد و بيان كنيد چه عواملي تعيين كننده ي برتري يك رايانه شخصي بر ديگري است؟
9 مفاهيم زير را مختصر شرح دهيد؟
الف)گذرگاه ب)ALU
ج)ورودي مستقيم د)رسام
10 حافظه جانبي چيست؟ انواع آن را نام ببريد و يكي را مختصر شرح دهيد؟
11 انواع حافظه را از نظر دسترسي به اطلاعات نام ببريد و شرح دهيد؟
12 چاپگر چيست؟ و چهار نوع متداول آن را نام ببريد؟
13 آدرس پست الكترونيكي خود را بنويسيد و اجزاي آن را توضيح دهيد و نوع محدوده هاي زير را مشخص كنيد؟
الف)NET ب)EDU ج)GOR د)COM و)ORG
14 ريز پردازنده چيست؟ كجا قرار دارد؟ دو قسمت اصلي آن را نام ببريد و چه كاري انجام مي دهند؟
15 كليد هاي زير چه كاري انجام مي دهند؟
الف)Delete ب)Enter
16 براي تايپ كاركتر هاي زير و دستورات زير چه كليد هايي را بايد فشار دهيم؟
الف) @ ب)صفحه كليد فارسي تايپ كند
17 مفاهيم زير را مختصر شرح دهيد؟
الف) FTP ب) HTML ج)نشر روميزي
د) RAM و) RLm م)پيکسل
1 طبقه بندي رايانه ها را از لحاظ اندازه بنويسيد؟
2 سخت افزار را تعريف كنيد؟
3 ويدئو كنفرانس را تعريف كنيد؟
4 آنچه راجع به مودم مي دانيد بنويسيد؟
5 متداولترين كاربرد هاي اينترنت را بنويسيد؟
6 اتو ماسيون را تعريف كنيد؟
7 سه نوع تراشه حافظه را بنويسيد؟
8 صفحه نمايش را شرح دهيد؟
9 دود چه لطمه اي مي تواند به رايانه بزند؟
10 متداولترين سيستم هاي عامل را نام ببريد؟
11 برنامه ايجاد واقعيت مجازي را بنويسيد؟
13 فرمولهاي زير را با ساختار QBASIC بنويسيد؟
14 خروجي برنامه هاي زير را بنويسيد؟
INPUT X
LET Y=SQR(X)
LET Z+INT(Y)
PRINT X,Y,Z
1 برنامه اي به زبان بيسيك بنويسيد كه اعداد از صفر تا10 را توليد و چاپ كند؟
16 اعمال ,CUT PASTE,COPYدر ويندوز را شرح دهيد؟
17 در نرم افزار Word براي انتخاب قلم چه اعمالي انجام مي دهيد؟
1 مراحل پردازش مسافت طي شده در كيلومتر شمار يك اتومبيل را بنويسيد؟
خروجي پردازش ورودي
2 واژه هاي الف)نرم افزار ب) جرايم رايانه اي ج)قابليت ريز پردازنده
الف)
ب)
ج)
3 دو جزء اصلي واحد سيستم عبارتند از :
4 يك مگا بايت به طور تقريبي برابر است با...
1)000/10 2)000/100 3) يك ميليون بايت 4) يك ميليارد بايت
5 كدام كاربرد اينترنت به مردم در نقاط مختلف دنيا اجازه مي دهد ملاقات هاي رو در رو داشته باشند؟
1)پست صوتي 2)سرويس 3)دور نگار 4)ويدئو كنفرانس
6 عوامل موثر در انتقال اطلاعات كدامند:
1)............2).............3)...............4).............
7 مفهوم گذر گاه و گره در شبكه خطي چيست؟
8 كدام گزينه براي نوشتن صفحات وب استفاده مي شود؟
الف)افت ي پي(FTP) ب) HTML ج) http د) URL
9 URLچيست؟ ( 5/0)در URLنوشته شده قسمت هاي مختلف را نام گذاري كنيد؟
http://www.yahoo.com
10 عموما به اولين صفحه درون يك سايت................مي گويند.
11 ...............بزرگترين شبكه جهان است و((ما در همه شبكه ها )) ناميده ميشود.
12 منظور از اتو ماسيون چيست؟ يك مورد از مزيت هاي آن را بنويسيد؟
13 در
معماري بار كاربران مي توانند با قرار دادن ..............در شيار هاي
توسعه كه بروي ................تعبيه شده سيستم خود را ارتقاء دهند.
14 بهترين روش براي ارسال اطلاعات از طريق تلفن استفاده از..................است.
الف) گذرگاه ب)درگاه موازي ج)درگاه سريال د)درگاه سريال و موازي
15 رايانه هاي كوچك و جيبي از كدام صفحه نمايش استفاده مي كنند.
الف)كريستال مايع ب)لامپ اشعه كاتدي ج)ليزري د)گرمايي
16 خروجي رسام را توضيح دهيد؟
17 كدام گزينه ها فقط ورودي كامپيوتر است؟ الف)صفحه كليد- چاپگر
ب)هارد ديسك- چاپگر ج)موشواره- صفحه كليد د) موشواره- صفحه نمايش
18 متداولترين نوع ديسك نرم ........ اينچي است. كه ظرفيت آن - مگا بايت است.
19 براي ذخيره دائمي برنامه ها و داده ها از حافظه------- استفاده مي شود.
20 با توجه به اينكه نحوه دستيابي اطلاعات در نوار مغناطيسي از نوع ترتيبي است و وسيله كندي مي باشد مزيت كاربرد آن چيست؟
21 نوار وظيفه در desktop را توضيح دهيد:?
22 گزينه documentدر منويstartرا توضيح دهيد؟
23 چگونه مي توان چند پنجره كه همزمان باز هستند مرتب كرد؟
1 پردازش داده را تعريف كنيد؟
2 انواع رايانه را نام ببريد؟
3 سيستم را تعريف كنيد؟
4 سخت افزار را تعريف كنيد و 4دسته از آن را نام ببريد؟
5 اگر گنجايش يك ديسكت نرم 44/1 مگا بايت باشد ظرفيت آن چند بيت است؟
6 پست الكتروني را توضيح دهيد؟
7 از پنج فناوري كانال هلي ارتباطي 4 مورد را نام ببريد؟
8 شيوه هاي ارسال داده به صورت موازي و سريال را با يكديگر مقايسه كنيد و واحد سرعت را بيان كنيد؟
9 انواع پيكر بندي شبكه را نام ببريد؟
10 سيستم نامگذاري محدوده DNS را توضيح دهيد و بگوئيد از چه قسمت هايي تشكيل شده است؟
صداقت و راستی از خصوصیات عالی اخلاق انسانی است که در آموزه های اسلامی از زمینه های اساسی ارجمندی و نیک بختی انسان شناخته شده است. پیشوای صادقان و مولای متقیّان، صداقت را ارجمندترین و والاترین صفت،(2) معرّفی کرده و از راستگویی به عنوان اساس هر نوع اصلاحِ فردی و اجتماعی نام برده است:
اَلصِّدْقُ صَلاحُ کُلِّ شَیْ ءٍ.(3)
راستگویی مایه صلاح هرچیز است.در مقابل، کذب و دروغگویی را ریشه همه فسادها و سرچشمه همه تباهی ها دانسته است:
اَلْکِذْبُ فَسادُ کُلِّ شَیْ ءٍ.(4)
دروغگویی موجب تباهی هر چیز است.بنابراین اگر همه فعالیت ها و اقدامات انسان بر صدق و راستی بنا نهاده شود و از هرگونه ناراستی پیراسته باشد، زمینه های نیک بختی و گران قدری برای او فراهم می گردد؛ چنان که گشوده شدن دریچه های سعادت و بهروزی به سوی جامعه بشری، جز با استوار کردن پایه صداقت میّسر نمی شود. به همین جهت حق تعالی مؤمنان را در کنار فراخوانی به تقوا، به همراهی با صادقان نیز فرمان می دهد:
یا اَیّها الَّذینَ آمَنوا اِتَّقوا اللّهَ وَ کُونُوا مَعَ الْصّادِقِینَ.(5)
ای کسانی که ایمان آورده اید! از خدا بپرهیزید و با صادقان باشید!مقصود از صادقان در این آیه شریفه کسانی اند که در اندیشه و پندار و گفتار و کردار و در نهان و آشکارِ وجودشان ذره ای دروغ و ناراستی راه ندارد و وجودشان سراسر صدق و راستی است.
در اهمیت عنصر صدق و راستی همین بس که راز عروج پیشوای سالکان کوی مجد و کرامت انسانی و عامل صعود راهنمای دیار عزّت و سربلندی به بالاترین قله های عظمت و ارجمندی را در همین عنصر باید جست.
قندوزی در ینابیع المودّه می گوید: روزی سلمان فارسی به حضرت رسول اکرم(ص) عرض کرد آیا آیه «یا اَیّها الَّذینَ آمَنوا اتّقُوا اللّه و کُونوا مَعَ الصّادقینَ» مربوط به همه است یا مخصوص عده ای است.پیامبر(ص) پاسخ داد:
امر و دستور آیه متوجه همه مؤمنان است؛ اما مقصود از صادقان تنها برادرم علی(ع) و اوصیای من پس از او تا روز قیامت می باشند.(6)
سیوطی از ابن عباس نقل می کند که: «وَ کُونُوا مَعَ الْصادِقِینَ» یعنی با علی بن ابیطالب(ع) باشید.(7) حاکم حسکانی نیشابوری نیز روایتی از امام محمّد باقر(ع) نقل می کند که:وَکُونُوا مَعَ الْصادِقِینَ» یعنی با علی بن ابیطالب(ع) باشید.(8)
صداقت و راستگویی کلید طلایی گنج مقصود است که در دارالملک ایمان نهفته است و کسی بی آن، نه ره به سوی سرای ایمان می برد و نه به گنج پربهای دیانت و شریعت دست می یابد. پیشوای راستان، از راستی به عنوان پایه دین و ستون ایمان یاد می کند و می فرماید:
اَلصِّدْقُ عِمادُ الاِسْلامِ وَ دَعامَةُ الایمانِ .(9)
راستی ستون مسلمانی و پایه ایمان است.چنان که خیمه بی عمود و سقف بی ستون فروریخته و غیرقابل استفاده است، انسانِ بی بهره از صداقت در دارالامن ایمان و در پناهگاه اسلام جایی و قراری ندارد و از سرای سلامت اسلام و امن ایمان بیرون است، و از نظر حیات دینی و روح ایمانی، مرده ای بیش نیست؛ چراکه ایمان تهی از صداقت، و اسلام منهای راستی در کلام امام علی(ع) بسان پیکر بی سر(10) است.
بنابراین، براساس آموزه های دینی راز گران قدری و ارجمندی انسان، در صدق و راستی نهفته است و خوش بختی و کامرانی تنها برای کسانی که تلاش و فعالیّت آنان توأم با صدق و راستی باشد، میّسر می گردد. کسانی که جز از این ره برای نیک نامی و نیک بختی و نجات و خوش بختی می کوشند، ره به بیراهه سپرده اند و فرجامی جز نگون بختی نخواهند داشت، چراکه:اَلْصِدْقُ نِجاةٌ وَ کَرَامَةٌ.(11)
نجات و کرامت، در پرتو صداقت به دست می آید.امام صادق(ع) به عبداللّه بن ابی یعفور فرمود:
... نظر کن به جهتی که علی(ع) نزد پیامبر اکرم(ص) از آن موقعیت ویژه و جایگاه عظیم برخوردار گردید و به آن جهت پای بند باش! پس تحقیقا علی(ع) به سبب راستگویی و امانت داری نزد پیامبر(ص) به آن مقام والا دست یافت.(12)
ژرفای سخن امام صادق(ع) آن گاه معلوم می گردد که موقعیت ویژه و جایگاه عظیم و منزلت بی بدیل حضرت امیر(ع) نزد پیامبر اکرم(ص) مورد توجّه قرار گیرد؛ موقعیتی که هیچ یک از صحابه و مسلمانان از آن برخوردار نبوده اند. موقعیت ارجمند و منزلت شکوهمند و بی همتایی که پیامبر(ص) درباره آن می فرماید:... وَ اِنَ اللّهَ اَعْطَی مُوسَی الْعَصَاءَ، وَ اِبْرَاهِیمَ بَرْدَ النّارِ، وَ عِیسَی اَلْکَلَمَاتِ یُحیِی بِهَا الْمَوتَی وَ اَعْطانَی هَذَا عَلیّا وَلِکُلّ نَبیٍّ آیةٌ وَهَذَا آیَةُ رَبِّی... .(13)
... و خداوند به عنوان معجزه به موسی عصا، و به ابراهیم خنک شدن آتش، و به عیسی کلماتی را که به وسیله آن مرده ها را زنده می کرد، عطا فرمود، و به من علی را عطا نمود. برای هر پیامبر نشانه ای است و این شخص علی نشانه و معجزه پروردگارم می باشد... .برای پیمودن طریقه صداقت و دست یابی به این گوهر گران قدر، شناخت ابعاد و گستره آن ضروری است. در کتب اخلاقی برای صدق، اقسام و مراتبی بیان شده است که در این مختصر به پاره ای از آن ها می پردازیم.
راست گفتاری و سخن خلاف واقع به زبان نیاوردن، شناخته شده ترین قِسمِ صدق و نخستین مرتبه آن است. اگر آنچه را که آدمی به زبان می آورد با واقع هماهنگ باشد، کلید گنج سعادت را در اختیار خواهد داشت. در روایتی از پیامبر اسلام(ص) می خوانیم:
مردی به محضر رسول اللّه(ص) شرفیاب شد و عرض کرد: ای رسول خدا! خصلتی را که تأمین کننده خیر دنیا و آخرت است به من تعلیم نما! پیامبر فرمود: دروغ نگو.(14)
از نظر امام علی(ع) نیز سلامت دین و دنیای انسان در پرتو صداقت تأمین می گردد:عاقبَةُ الصدق نجاةٌ و سلامة.(15)
سرانجام صدق و راستی رهایی و سلامت است.عظمت و شکوهمندی آدمی نیز در سایه راستگویی به دست می آید:
مَنْ صَدَقَ فِی اَقْوالِهِ جَلَّ قَدْرُهُ(16).
کسی که سخنانش راست باشد مقامش شکوهمند گردد.هم چنین فرمود:
مَنْ صَدَقَ مَقالُهُ زادَ جَلالُهُ(17).
کسی که گفتارش راست باشد جلالتش زیاد گردد.تأمّل در این گونه روایات، مسلمانِ معتقد و پای بند را به کاوش در گفته ها، نوشته ها و هرآنچه را که در مقام تخاطب به دیگران القا می کند، وامی دارد؛ خواه طرف گفت وگو و خطاب او انسان باشند و خواه در مقام عبادت و تخاطب با خداوند قرار گرفته باشد. بر این اساس است که دین باوران هوشمند و مؤمنان ژرف نگر در واژه ها و جمله هایی که به گاه نماز و نیایش با خدا به زبان می آورند و یا به هنگام توسّل و ابراز ارادت به چهره های قدسی دین زمزمه می کنند، نیک می نگرند تا مبادا سخنی ناراست و ادّعایی کذب در پیشگاه حقیقت ربوبی و در محضر مظاهر حق و پیشوایان الهی به زبان آورده باشند.
گاهی سخنی را که انسان به زبان می آورد راست و مطابق با واقع است، امّا عمل و رفتار او برخلاف آن است؛ یعنی عملی که از او صادر می شود، غیر از سخنی است که به زبان می آورد. چنین شخصی از صدق در کردار برخوردار نیست. قرآن کریم کسانی را که میان رفتار و گفتار آن ها هماهنگی نیست، سخت نکوهش کرده و این کار آنان را موجب خشم و نفرت الهی شمرده است:
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لاَ تَفْعَلُونَ کَبُرَ مَقْتا عِنْدَ اللّه ِ أَنْ تَقُولُوا مَا لاَ تَفْعَلُونَ.
ای کسانی که ایمان آورده اید! چرا سخنی می گویید که عمل نمی کنید. نزد خدا بسیار موجب خشم است که سخنی بگویید که عمل نکنید.(18)
مردان راست کردار آهنگِ گفتارشان با آهنگ کردارشان، و خلوتشان با جلوتشان هماهنگ است و جزء کسانی نیستند که: «چون به خلوت می روند آن کار دیگر می کنند». از این رو امیر مؤمنان(ع) چنین می فرمایند:اَیُّهَا النّاس، اِنّی واللّهِ ما اَحُثُّکُم عَلی طاعَةِ الاّ وَأسْبِقَکُمْ اِلَیْهَا، ولاَ أنْهَا کُمْ عَنْ مَعْصِیَةٍ اِلاّ وَأتَنَاهی قَبْلَکُمْ عَنْهَا.
ای مردم! به خدا سوگند من شما را به هیچ طاعتی وادار نمی کنم، مگر این که پیش از شما خود به آن عمل می کنم؛ و شما را از معصیتی نهی نمی کنم، مگر این که خودم پیش از شما از آن دوری می نمایم.(19)
از نظر پیشوای مؤمنان علی(ع) هر کس در مقام راهنمایی قرار گیرد خواه به عنوان گوینده، نویسنده، مربی و معلم و خواه در مقام زعامت و سرپرستی و مدیریت عدّه ای یا همه جامعه اگر بخواهد به شرط صداقت عمل کند، نه تنها باید بدانچه می گوید و فرمان می دهد، در عمل پای بند باشد؛ بلکه باید از رهجویان و نیروهای تحت امر، جلوتر نیز باشد. امام صادق(ع) فرمود:کُونُوا دُعَاةً للنّاسِ بِالخَیرِ بَغَیْرِ اَلْسِنَتِکُمْ، لِیَرَوُا مِنْکُمْ اَلاِجْتِهادَ والصِّدقَ والوَرَعَ.(20)
مردم را با غیر زبانتان به کار نیک فرا بخوانید، تا کوشش، راستی و پرهیزکاری را از شما مشاهده کنند.انگیزه و اندیشه برای اعمال انسان بسان جان است برای تن. اساس کار را نیّت و فکر آدمی می سازد و اعمال و رفتار انسان در حقیقت برآمده از نیت اوست:(21)
الاعمال ثمار النیات.(22) اعمال انسان میوه درخت نیت اوست.نه تنها میزان ارزشمندی و گران قدری عمل انسان به اندیشه و فکری بستگی دارد که او را به حرکت و اقدام وامی دارد، بلکه قیمت و ارزش انسان به میزان اندیشه و نیتی است که در سر دارد و برای دست یابی به آن می کوشد:
قَدْرُ الرَّجُلِ عَلَی قَدْرِ هِمَّتِهِ وَ عَمَلِهِ عَلَی قَدْرِ نِیَّتِهِ.
ارزش آدمی به اندازه همّت اوست و عملش به مقدار نیتش.(23)
فکر و اندیشه تا آن جا در شکل گیری و تعیین شخصیّت انسان مؤثر است که چهره های آدمیان در سرای آخرت مطابق نیاتشان تصویر و ترسیم می گردد. امام صادق(ع) می فرماید:خداوند در روز قیامت مردم را برابر نیّاتشان محشور می گرداند.(24)
و از پیامبر اکرم(ص) نقل شده است که:خداوند به ظواهر و اعمال شما نگاه نمی کند؛ آنچه مورد توجّه حضرت حق تعالی قرار می گیرد درون دل های شماست.(25)
بنابراین، انسان برای دست یابی به گوهر نفیس و ارج آفرین صداقت، علاوه بر صدق در گفتار و تطابق میان گفتار و رفتار، به صدق در انگیزه و پندار نیز نیازمند است. راست پنداری و صدق در نیت، پیش نیاز و پایه صدق در گفتار و کردار است تا آن جا که امام کاظم(ع) خطاب به هشام بن حکم، از صدق در نیت، به عنوان روح ایمان و جان دین یاد کرده اند:کَمَا لایَقُومُ الجَسَدُ اِلاّ بِالنَّفْسِ الْحَیَّةِ کَذلِکَ لایَقُومُ الدِّینُ اِلاّ بِالنِّیَةِ الصَّادِقَةِ وَ لاتَثبتُ النِّیَةُ الصَّادِقَة اِلاّ بِالعَقلِ؛(26)
چنان که بدن جز با جان زنده قوام ندارد، دین جز با نیّت راست برقرار نمی گردد و نیّتِ راست هم جز با عقل ثبات نمی یابد.حتی اقدامات ارزشی و پرارجی همچون هجرت، جهاد، شهادت و... تنها در صورتی پذیرفته است که با نیّت و انگیزه الهی به انجام برسد. در روایتی از پیامبر گرامی اسلام(ص) می خوانیم:
اِنَّمَا الاَْعْمالُ بِالنّیّاتِ وِ اِنَّمَا لِکُلِّ اِمْرَئٍ ما نَوی فَمَنْ کَانَ هِجْرَتُهُ اِلَی اللّهِ وَ رَسوُلِهِ، فَهِجْرَتُهُ اِلَی اللّهِ وَ رَسوُلِهِ وَ مَنْ کَانَ هِجْرَتُهُ اِلَی دُنْیا یُصِیبُهَا اَوْ اِمْرَأةٍ یُنْکِحُها، فَهِجْرَتُهُ اِلَی مَا هاجَرَ اِلَیْهِ.(27)
اعمال آدمی به نیات او بسته است؛ برای هرکس همان است که نیّت کرده است. کسی که هجرتش تنها به نیت خدا و رسولش باشد، بی تردید به عنوان مهاجر به سوی خدا و رسولش شمرده می شود، و آن کس که به نیت به چنگ آوردن متاع دنیا یا در اختیار گرفتن همسری هجرت کند، هجرت او به سوی همان است که به انگیزه آن هجرت کرده است.بدین ترتیب هر کار خوب خواه در قالب عبادی ترین اعمال و خواه به صورت چشمگیرترین خدمات اجتماعی در صورتی که از انگیزه الهی و قصد قربت تهی باشد فاقد ارزش و برباد رفته و پوسته ای بی مغز است. متقابلاً عمل آدمی هرچند اندک و هراندازه کوچک باشد آنگاه که از سر صدق و اخلاق و با انگیزه خدایی انجام گیرد در پرتو ماندگاری و شکوهمندی انگیزه و هدفش، ماندگار و ارزشمند می گردد.
عنصر صدق با این گستره فراخ، علاوه بر آن که خود ارزش است، حافظ و دربردارنده و در پی آورنده ارزش های بی شمار دیگری نیز هست؛ عنصری که امام علی(ع) آن را وسیله حفاظت از دین،(28) زیبایی انسان و ستون ایمان می داند:
اَلصِّدْقُ جَمَالُ الانْسَانِ وَ دَعَامَةُ الاَْیمَان.(29) راستی مایه زیبایی انسان و ستون ایمان است.و در نهایت آن را ملاک و معیار مسلمانی ذکر می کند:
ملاک الاسلام صدق اللّسان.(30)
راستگویی ملاک اسلام و مسلمانی است.به سبب صدق و راستی، بشر تا بدانجا اوج می گیرد که به مقام صدیقین (همانان که از جهت فضیلت و ارجمندی در مرتبه پس از پیامبران الهی قرار دارند) نایل می شود و نزد پروردگار عالم به عنوان پرافتخار «صدّیق» ملقب می گردد. در روایتی از امام باقر(ع) چنین آمده است:
اِنَّ الرَجُلَ لَیُصَدِّقَ حَتّی یَکْتُبُهُ اللّهُ صِدِّیقا.(31)
آدمی بر اثر صدق و راستی، به مرتبه ای می رسد که خداوند او را صدّیق می نامد.مقام «صدیقین» همان صراط مستقیم است که مسلمانان در هر نماز با گفتن جمله «اهدنا الصراط المستقیم صراط الذین انعمت علیهم...» از خدا می خواهند که به راه آنان هدایت شوند. این متنعّمان به نعمت الهی که هدایت یافتن به راه آنان آرزوی هر مسلمانی هست، همان کسانی اند که در آیه دیگری از قرآن مجید بدین گونه معرفی شده اند:
وَمَنْ یُطِعْ اللّه َ وَالرَّسُولَ فَأُوْلَئِکَ مَعَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللّه ُ عَلَیْهِمْ مِنْ النَّبِیِّینَ وَالصِّدِّیقِینَ وَالشُّهَدَاءِ وَالصَّالِحِینَ وَحَسُنَ أُوْلَئِکَ رَفِیقا.(32)
و آن کس که از دستورهای خدا و پیامبر اطاعت کند، با کسانی خواهد بود که خداوند نعمت خود را بر آن ها ارزانی داشته است، از: پیامبران و صدّیقان و شهدا و صالحان. و آنان رفیق های خوبی هستند.وجود یکپارچه صداقت و سراسر حقیقت امام علی (ع) به عنوان کامل ترین مصداق صدّیق که در روایت نبوّی آمده است: (و من الصدیقین علی بن ابی طالب...)(33) نشان دهنده عظمت مقام و والاییِ مرتبه صدیقین است.
از این جا می توان به این نکته دست یافت که درخواست مؤمنین از خدا برای هدایت شدن به راه صدیقان، برای امتثال فرمان الهی به همراهی با صادقان است که در آیه شریفه: «یَا اَیُّهَا الذِینَ امَنوُا اِتَّقوُا اللّهَ وَ کوُنوُا مَعَ الصَّادِقیِنَ»(34) آمده است؛ چراکه همراهی با صادقان جز با پیمودن راه و گام زدن در مسیر آنان محقق نمی شود و توفیق انجام دادن این مهم و توان پرداختن به آن جز با عنایت و هدایت خداوند سبب سازِ بنده نواز به دست نمی آید.
بنابراین اگر برابر فرموده امام باقر(ع) دست یابی و ارتقاء به مقام صدّیقان که مَثَل اعلا و نمونه کامل آن، وجود بی بدیل صدّیق اکبر امیر مؤمنان(ع) است به سبب راستگویی امکان پذیر است و این خصیصه مطابق تصریح امام صادق(ع) یکی از دو سبب برخورداری امام علی(ع) از جایگاه عظیم و موقعیت بی نظیر نزد پیامبر اسلام(ص) است.(35) پس نردبان صعود مسلمان به بالاترین قلّه های سعادت و کلید اصلی دست یافتن مؤمن به گنج ایمان، صدق و راستی با همه گستره و دامنه اش و در همه ابعاد و مراتب آن است و نشانه اش هماهنگی میان برون و درون انسان و مطابقت اندیشه و پندار و نهان با گفتار و کردار و عیان اوست. چه خوب فرمود آن پیشوای صادق امین:
مَنْ لَمْ یَخْتِلفْ سِرُّهُ وَ عَلانیِتُهُ وَ فِعْلُهُ وَ مَقَالُهُ فَقَدْ اَدّی الاَْمَانَةَ وَ أَخْلَصَ اَلْعِبَادَةَ.(36)
آن کس که نهان و آشکار و کردار و گفتارش دوگونه و ناهماهنگ نباشد امانت الهی را ادا کرده و عبادت خدا را خالصانه انجام داده است.
موانع یادگیری زبان عربی
مقدمه:
چندی است که بی رغبتی دانش آموزان و دانشجویان به فراگیری زبان عربی در مدارس و دانشگاهها موضوع همایشها و جلسات مختلف کارشناسان و متخصصین شده است و بعضاً راهکار هایی نیز ارائه گردیده این موضوع منجر که مطالعات زیادی رادر این زمینه انجام دهم و به لحاظ تجربه کاری بیست و پنج ساله خود تصمیم به تهیه این مجموعه نمودم امیدوارم مورد توجه و استفاده خوانندگان عزیز قرار گیرد.
انسان موجودی دارای عقل و اندیشه و موجودی است که مسؤول آفریده شده و به منظور برآورده ساختن نیازهای خود ناچار است به صورت اجتماعی زندگی کند او در این شرایط نیاز مند وسیله ارتباطی در حد بالایی احساس است. و از آن جایی که سخن گوی اندیشه ی انسان زبانش است لذا جهت برقراری ارتباط باید زبان همدیگر را بفهمند . گفته شده تنوع زبان امروزه به حدی است که حدود 4000 زبان را معرفی کرده اند.
تعدد زبانی و نمادهای نوشتاری و نیاز روزافزون انسانها در دهکده جهانی به برقراری ارتباط و استفاده از امکانات علمی، فنی و... یکدیگر، ضرورت یادگیری بعضی از زبانهای دنیا را بسیار حتمی نموده است. از جمله یادگیری زبان انگلیسی و عربی برای ایرانیان. این آموزش در آموزشوپرورش کشور ما از دوره راهنمایی به طور رسمی آغاز میشود و سالانه وقت زیادی از معلمان و دانشآموزان صرف یادگیری مسائل مختلف این زبانها به عنوان زبان خارجی میشود.
در اینجا این سؤال مطرح میشود که آیا نظام تعلیم و تربیت به اهدافی که در یادگیری زبانهای خارجی تعیین نموده است، دست مییابد؟ تا چه حد این اهداف با روشهای فعلی قابل دستیابیاند؟ موانع موجود کدامند؟ در این مقاله به برخی از موانع فعلی در یادگیری زبانهای خارجی در نظام آموزشوپرورش پرداخته شده است.
بدین منظور این موانع در چند مقوله زیر مورد بحث قرار میگیرند:
1ـ عوامل مربوط به دانشآموزان
2ـ عوامل مربوط به جامعه
3ـ عوامل مربوط به نظام آموزشی
4ـ عوامل مربوط به معلمان
در نظام تعلیم و تربیت اساس همه ی برنامه ریزی ها بر محوریّت دانش آموز است. بنابر این ویژگیهای آنان در تسهیل یا دشواری یادگیری تمام دروس مؤثرند. این ویژگیها در یادگیری دروسی که برای آنان تازگی دارند از اهمیت بیشتری برخوردار خواهند بود. ویژگیهای دانشآموزان در دو حیطهشناختی و عاطفی با یادگیری دروس زبان خارجی مرتبط میشوند. از ویژگیهای شناختی آنان میتوان به هوش، تجارب و آموختههای گذشته اشاره کرد. هوش دانشآموزان در یادگیری تمامی دروس تأثیرگذار است. تجارب و آموختههای گذشته آنان در یادگیری دروس عربی و زبان انگلیسی به شکل خاصی نقش بازی میکند. بدین صورت که دانشآموزان در کلاس اول راهنمایی تقریباً بدون گذراندن هیچ درس پیشنیاز، یادگیری این دروس را آغاز میکنند و طبیعی است که عملکرد آنان در این دروس در مقایسه با دروس دیگر از جمله ریاضی، فارسی و... متفاوت و احتمالاً پایینتر باشد. تحقیقات مختلف از جمله تحقیق بلوم در چندین کشور دنیا نشان داده است که رفتارهای ورودی شناختی نقش مهمی در یادگیری آموزشگاهی دارند ، بنابراین، یکی از موانع یادگیری دروس عربی و زبان انگلیسی فقدان رفتارهای ورودی شناختی کافی در دانشآموزان است.
در حیطه عاطفی و رفتارهای ورودی عاطفی میتوان به تجارب دانشآموزان که در سالهای قبل از یادگیری زبان عربی و انگلیسی از طریق اعضاء خانواده (خواهران و برادرانی که در دوره راهنمایی و دبیرستان تحصیل میکنند) و دوستان و... کسب میشوند، اشاره کرد.
به نظر میرسد که بیشتر دانشآموزان در هنگام ورود به کلاسهای این دو درس نگرش مثبتی نسبت به یادگیری آنها ندارند و احتمالاً یا دارای حالتی خنثی و یا منفی هستند.
با توجه به اینکه تحقیقات قبلی نقش رفتارهای ورودی عاطفی را در یادگیری دروس تقریباً 25 درصد بیان داشتهاند، لذا میتوان گفت که 25 درصد از علت پیشرفت یا عدمپیشرفت دانشآموزان در این دروس به رفتارهای ورودی عاطفی آنان مربوط میباشد. (بلوم به نقل از سیف، 1363).
عامل دوم در زمینه رفتارهای ورودی عاطفی به انگیزه دانشآموزان بر میگردد. در واقع هیچ فردی بر نقش انگیزه در یادگیری تردید ندارد و این انگیزه در یادگیری زبان خارجی به دو شکل مطرح میباشد:
انگیزه یکپارچه و انگیزه وسیلهای مطالعات پژوهشی گسترده ثابت کردهاند که زبانآموزان هنگامی بیشترین موفقیت را کسب میکنند که فرهنگ و مردم وابسته به زبان خارجی مورد مطالعه خود را دوست داشته باشند و بخواهند با جامعهای که در آن به آن زبان تکلم میشود، آشنا شوند. این حالت را اصطلاحاً انگیزه یکپارچه گویند. منظور از انگیزش وسیلهای این است که در این نوع انگیزه هدف از یادگیری زبان خارجی بیشتر کاربرد آن است، مانند گذراندن واحد درسی یا آماده شدن برای کنکور. زبانآموزانی که دارای انگیزة وسیلهای هستند، موفقیت چندانی در کلاسهای زبان خارجی کسب نمیکنند. حال اگر بیانگیزگی تعدادی از دانشآموزان در زبان عربی و انگلیسی به این عامل افزوده شود، پیشبینی عملکرد آنان در یادگیری این دروس بسیار آسان خواهد بود و آن هم این است که صرف داشتن انگیزه ابزاری باعث یادگیری سطحی دروس مذکور خواهد شد و نداشتن انگیزه هیچگونه یادگیری را به دنبال نداشته و حتی باعث احساس استرس و سرانجام ایجاد تنفر نسبت به کتاب و دبیران این دروس خواهد شد (گرجی، 1375).
به عبارتی دیگر، میتوان گفت فراگیرانی که دارای انگیزة یکپارچه هستند، میتوانند در یادگیری زبان خارجی موفقیت کسب نمایند، حال آنکه زبانآموزان واجد انگیزه وسیلهای ممکن است حتی در هنگام قرار گرفتن در بافت زبان دوم، موفقیت چندانی به دست نیاورند.
البته میزان قرار گرفتن در معرض زبان دوم نیز اهمیت دارد. هیچ کس نمیتواند بدون اینکه به اندازه کافی در معرض زبانی قرار گیرد، بر آن مسلط شود. مهمترین برنامههای زبانی طوری طرحریزی میشوند که از هر سه عامل مورد بحث یعنی انگیزه یکپارچه، وسیلهای و قرار گرفتن در معرض زبان و بافت زبان موردنظر استفاده کنند.
از این رو برنامههای تابستانی در خارج از کشور (مثل سفر حج یا زیارت عتبات عالیه در کشورهای عربی) یا برنامههای مربوط به گذراندن سال آموزشی در خارج از کشور موجب خواهد شد تا آنانی که از انگیزه یکپارچه برخوردارند فرصت یادگیری زبان را در بافتی پیدا کنند که در همان زبان به منزلة وسیله ارتباطی عمده عمل میکند و لذا فرصت استفاده دائمی از آن زبان را به دست میآورند. هر چند که انجام این راهبرد پیشنهادی برای نظام آموزشوپرورش تقریباً امکانپذیر نیست.
یکی از عواملی که باعث کاهش انگیزه وسیلهای دانشآموزان نسبت به یادگیری درس عربی میشود این است که این درس برای آنان جنبه کاربردی ناچیزی دارد. بدین معنی که یک دانشآموز ممکن است این گونه پیشبینی نماید که تا پایان عمر خود با یک فرد عرب زبان مواجه نخواهد شد و یا در شرایطی قرار نخواهد گرفت که مجبور به استفاده از آموختههای کلاسی خود شود. علاوه بر این، چنانچه دانشآموزان قصد ادامه تحصیل در دانشگاه را نداشته باشد و یا رشته مورد علاقه او در دانشگاه نیازی به یادگیری زبان عربی نداشته باشد، انگیزه وسیلهای او بسیار کاهش خواهد یافت.
عاملی که در کاهش انگیزه یکپارچه دانشآموزان نقش دارد وجود نگرش منفی و یا خنثی نسبت به مردمان کشورهای عربزبان در زمینه پیشرفت علمی، تکنولوژی و انسانی است. این عامل باعث میشود تا شاید هیچ دانشآموزی آرزوی زندگی و تحصیل در کشورهای عربزبان را در ذهن نداشته باشد و لذا ضرورتی برای یادگیری این درس احساس نکند.
از عوامل مربوط به جامعه میتوان به ناکافی بودن مؤسسات آموزش زبان عربی در سطح شهرها اشاره نمود. ملاحظه میشود که برای یادگیری زبان انگلیسی، دانشآموزان میتوانند در مؤسسات خصوصی آموزش زبان شرکت نمایند. اما در خصوص زبان عربی چنین مؤسساتی یا وجود ندارد و یا بسیار محدوداند. طبیعی است که دانشآموزان با یادگیری زبان انگلیسی در دوره ابتدایی و یا همزمان با درس زبان انگلیسی در مدرسه میتوانند عملکرد بهتری در این درس از خود نشان دهند ولی در درس عربی این امتیاز در جامعه ما وجود ندارد.
در جامعه، مردم و خانوادهها نیز اهمیتی که برای یادگیری زبان انگلیسی قایلاند، نسبت به درس عربی و زبان عربی قایل نیستند. به عبارتی دیگر، ضمن بیاهمیت دانستن یادگیری زبان عربی، نگرش چندان مثبتی به تکلم با آن زبان وجود ندارد. از این رو، تقویتهای اجتماعی که زبانآموز در درس زبان انگلیسی از دیگران دریافت میکند، در درس عربی دریافت نمینماید.
در یادگیری زبان فارسی و قواعد آن عوامل دیگری به غیر از معلم و مدرسه نقش دارند از جمله کتابهای غیردرسی، داستانی، رسانههای گروهی مانند تلویزیون و رادیو، مطبوعات مانند مجلات و روزنامهها. این عوامل در یادگیری درس عربی و زبان در جامعه وجود ندارند. لذا یادگیری دانشآموز به فعالیتهای معلم و کتب درس عربی محدود میباشد.
در مقایسه با دبیران زبان میتوان گفت که آنان تقریباً به خوبی میتوانند به این زبان تکلم کنند و با یک فرد خارجی زبان مکالمه نمایند. اما دبیران عربی در این حد توانمند نیستند، شاید یکی دیگر از موانع مربوط به معلمان وجود این قانون در آموزشوپرورش باشد که یک دبیر اگر 3 سال این درس را در دبیرستان تدریس کرده باشد میتواند این دروس را ارائه نموده و به عنوان دبیر عربی شناخته شود. سؤال این است که آیا میزان اطلاعات یک دبیر باید صرفاً در حد مطالب کتاب باشد؟ آیا دبیری که یک شب از دانشآموزان جلوتر باشد میتواند کارایی مورد انتظار نظام آموزش را تأمین نماید؟!!
معلمان عربی شناختی از دانش زبانشناسان و روانشناسان ندارند. بدین معنی که یک دبیر عربی فاقد آشنایی لازم با یادگیری زبان و مراحل تکامل آن و روانشناسی یادگیری و روشهای آموزشی کارآمد میباشد.
دبیران عربی نمیتوانند اهداف تدریس زبان عربی را به حدی که دانشآموزان متقاعد شوند، تبیین نمایند و شاید علت آن نظام آموزشی باشد که این تبیین را برای دبیران بیان نکرده است و لذا هر دبیر در حد توان خود تلاش میکند تا هدف از یادگیری زبان عربی را برای دانشآموزان تبیین نماید.
بنابراین وقتی دانشآموزان پاسخ کافی نسبت به این سؤال که چرا باید درس عربی را یاد گرفت؟ دریافت نمیدارند، انگیزه لازم برای تحمل دشواریهای یادگیری این درس را پیدا نخواهند کرد.
عدم استفاده دبیران از روشهای متنوع تدریس در کلاسهای عربی و تأکید صرف بر روش آموزش سنتی به صورت سخنرانی باعث افت جذابیت مطالب این درس میشود. عدم استفاده از وسایل کمک آموزشی نیز بر این مشکل خواهد افزود.
بنابراین، تا زمانی که اهداف یادگیری و آموزش درس عربی تبیین و اصلاح نشوند، روشهای سنتی جای خود را به روشهای فعال و فرآیند مدار و روش یادگیری در حد تسلط ندهند و دبیران دانش کافی در خصوص علم روانشناسی و زبانشناسی به دست نیاورند، عملکرد یادگیری دانشآموزان و عملکرد آموزشی دبیران در همین سطحی که وجود دارد، خواهد بود.
آیا دبیران زبان غربی در مورد تئوریهای رشد زبان و آموزش زبان دوم شناختی دارند؟ نگاهی به واحدهای درسی گذرانده شده آنان نشان میدهد که آنان مستقیماً این مطالب را در طول دوران تحصیل خود فرا نمیگیرند. لازم است در اینجا مختصری از این روشها و مطالب موردنیاز آورده شوند. اول اینکه باید خاطرنشان شود که بین زبان دوم و زبان خارجی تفاوت وجود دارد. بدین صورت که در یادگیری زبان دوم امکان قرار گرفتن زبانآموز در بافت آن زبان وجود دارد. اما این شرایط برای یادگیری زبان خارجی میسر نیست. برای مثال برای یک فرد ترکزبان، زبانفارسی به عنوان زبان دوم مطرح میباشد و او میتواند در شهرهایی که به زبان فارسی تکلم میکنند قرار گیرد و یا از صداوسیما آن را فرا گیرد و یا در محیط مدرسه روزانه چند ساعت در معرض و بافت زبان فارسی قرار گیرد اما برای یادگیری زبان عربی و انگلیسی این امکان به راحتی فراهم نمیباشد و ناچاراً باید در قالب کتاب و دستورات آموزشی آن را فرا گیرد.
از طرف دیگر، بین یادگیری زبان اول (تکلم به زبان مادری) و زبان دوم یا خارجی تفاوت وجود دارد. بدین معنی که یادگیری زبان اول نوعی فراگیری جهانی است یعنی همة کودکان یاد میگیرند تا به زبان مادری خود تکلم نمایند. اما یادگیری زبان دوم یا خارجی برای آنان حالتی فراگیر و اجباری ندارد. یعنی یک کودک فارسزبان همان زبان مادری خود را میداند و اجباری به یادگیری زبان عربی و انگلیسی احساس نمیکند. ولی یک کودک ترکزبان ناچار میشود زبان فارسی رادر مدرسه بیاموزد ولی برای یادگیری زبان عربی و انگلیسی آنچنان تحت فشار و اجبار قرار ندارند.
در واقع تنها دلیل یادگیری زبان دوم یا خارجی برآورده نشدن نیازهای ارتباطی افراد به وسیله زبان اول است. از آنجا که تعداد زیادی از همسایههای ایران را کشورهای عربزبان تشکیل میدهند و ارتباطات بیشتری بین ایرانیان و کشورهای عربزبان مثل عراق، کویت، عربستان و سوریه وجود دارد، برای ایجاد ارتباط با آنها، نیاز به یادگیری زبان عربی وجود دارد.
از طرفی دیگر، بخشی از کلمات زبان فارسی را لغات عربی تشکیل میدهند و به منظور ریشهیابی لغات، نیاز دانشآموزان فارسزبان به یادگیری دستورات و قواعد، صرف و نحو و واجشناسی زبان عربی بیشتر میباشد. کتاب آسمانی ما مسلمانان و بسیاری از متون دینی معتبر به زبان عربی بوده و به منظور درک بهتر و استفاده بهینه از آن، یادگیری زبان عربی ضروری مینماید. سرانجام این که زبان عربی، زبان مشترک مسلمین محسوب شده و برای تحکیم ارتباطات خود لازم است به این زبان در حد تسلط آشنا شده باشند.
اکثر شرایط یادگیری زبان دوم مانند یکی از سه نوع زیر میباشد:
اضافی، تکمیلی و جانشینی در نوع اضافی، فرد علاوه بر یادگیری زبان اول به یادگیری زبان دوم نیاز دارد یعنی یادگیری زبان دوم در شرایط خاص موردنیاز خواهد بود. مثلاً وقتی فرد برای مدت کوتاهی به یک کشور عربزبان میرود یا علاقمند به خواندن مطالب نویسندگان خارجی است.
در نوع تکمیلی، زبان دوم نقش تکمیلی برای زبان اول دارد. این مورد شامل اهل یک لهجه خاص میباشد که خواندن و نوشتن را به زبان استاندارد میآموزند مثل ایرانیان که عربی را به منظور تکمیل آموزههای دینی خود یاد میگیرند.
در یادگیری از نوع جانشینی، زبان دوم به تدریج تمامی احتیاجات ارتباطی گوینده را فراهم میسازد و از به کار بردن زبان اول در میماند و آن را به نسل بعد منتقل نمیکند. در واقع زبان دوم جایگزین زبان اول میگردد.
لازم است در مورد روشهای مهم زبانآموزی نیز سخنی به میان آید و آن اینکه این روشها را میتوان به چهار دسته زیر تقسیم کرد:
1ـ روش دستور ـ ترجمه
2ـ روش مستقیم
3ـ روش تقلیدی ـ حفظی یا گوشی ـ زبانی
4ـ روش شناختی
در روش مستقیم، معلم به زبان موردنظر صحبت کرده و تدریس مینماید. یعنی دبیر صرفاً از زبان خارجی استفاه میکند و برای درک بهتر دانشآموزان از مطالب مورد آموزش از تصاویر و وسایل کمک آموزشی بهره میگیرد. مثل درس دادن استادان دانشگاه در رشته زبانانگلیسی در روش تقلیدی ـ حفظی، صحبت کردن و گوش کردن مورد تأکید است و نوشتن و خواندن معمولاً یک هدف ثانویه محسوب میگردد.
در روش دستور ـ ترجمه، معلم به آموزش قواعد دستوری و ترجمه متون زبان خارجی میپردازد یعنی همان روش مورد استفاده دبیران عربی در نظام آموزشی ما.
البته در عمل به ندرت میتوان به یک کلاس درس زبان خارجی (عربی و انگلیسی) برخورد کرد که منحصراً براساس یکی از روشهای مذکور عمل کنند، بلکه تلفیقی از این روشها به کار برده میشوند. ولی، در مدارس ایران و در درس عربی روش دستوری ـ ترجمه حالتی غالب دارد.
مشکلات مربوط به تدریس زبان عربی
مشکل اول،آشنا نبودن یا عدم رغبت معلمان به استفاده از روش های جدید آموزش زبان و به تبع آن مجهز نبودن بسیاری از مدارس و مراکز آموزشی به امکانات مورد نیاز جهت استفاده از امکانات سمعی و بصری و سیستم هوشمند آموزش.
مشکل دوم ، عدم توجه کافی از سوی مؤلفین کتابها و معلمان به بعد محتوایی آموزش زبان عربی و تأکید بیش از اندازه بر بُعد دستوری آن. این موضوع به ویژه با وسعت بسیار زیاد قواعد دستوری در این زبان باعث کاهش انگیزه فراگیران و دشواری یادگیری آنان میشود.
مشکل سوم، تدریس نتیجه مدار است که هدف از آموزش زبان عربی و یادگیری آن توسط دانشآموزان، پرورش توانایی پاسخگویی به سؤالات کنکور میباشد. مانع دیگر عامل زمان است. اگر هدف آموختن مطالب درسی در حد یکسان باشد، باید زمان موردنیاز برای همه دانشآموزان فراهم شود مطالب فعلی درس عربی برای یک دانشآموز دارای هوش متوسطِ بالا و انگیزه وسیلهای بالا مناسب میباشد ولی برای دانشآموزان واجد هوش متوسط یا بعضاً متوسط پایین، نمیتواند کفایت کند. بنابراین اگر هدف آموزشوپرورش رسیدن به یادگیری یکسان در فراگیران باشد باید تفاوتهای شناختی و انگیزشی آنان را در نظر گرفته و زمانهای متفاوتی را صرف رسیدن به این هدف نماید.
مشکل چهارم ، عدم استفاده از معلمان متخصص رشته زبان و ادبیات عربی. این مشکل به ویژه در سطوح پایین تر موجب می شود دانش آموز به خوبی مورد تعلیم قرار نگیرد و درسطوح بالتر با مشکل جدی برخورد می کنیم.
مشکل پنجم ، یکی از مهمترین مشکلاتی که در سنوات اخیر، نظام آموزش و پروش و آموزش عالی مبتلا به آن شده است توجه افراطی به موضوع میزان قبولی ( درصد قبولی) معلمان و مدرسان است که این امر موجب شده برخی از معلمان یا مدرسان به منظور مورد بازخواست قرار نگرفتن و یا از دست ندادن کار خود اقدام به دادن نمرات غیر واقعی نمایند که ضربات سهمگین این اقدام موجب شده محصول چندین ساله وزارت آموزش و پرورش و وزارت علوم این باشد که سالیانه هزاران جوان بدون داشتن سواد و تخصص مورد نیاز فارغ التحصیل شوند .
تدریس قواعد به منظور کمک به تسهیل یادگیری زبان عربی است. به نظر میرسد در تدریس دروس عربی در سیستم آموزشوپرورش ایران، این نکته بالعکس اجرا میشود، یعنی به جای تأکید و تلاش در جهت ژرفسازی مکالمه ی عربی و رسیدن به هدف این درس که همان قرائت و ترجمه صحیح متون دینی میباشد آن قدر به نکات دستوری پرداخته میشود که ضیق وقت تدریس این کتب مانع از وقت و سرمایهگذاری زمانی برای قرائت ترجمة صحیح میگردد. با توجه به اینکه مؤلفین این کتب هم در دستور کارشان این نکات را گنجاندهاند ولی نتیجه مداری فرایند تدریس باعث میشود که جهت تقویت توانایی دانشآموزان در پاسخدهی به سؤالات کنکور همین. بخش مذکور یعنی دستور زبان اهمیت بیشتر بیابد.
پیشنهادات
1- معلمان سعی کنند مانند همه ی کشورها توسعه یافته یا درحال توسعه از روش های نوین درتدریس استفاده کنند و از روش های سنتی چند صد ساله فاصله بگیرند.
2- در آموزش زبان معلم باید به موضوع تمرین و تکرار بسیار اهمیت دهد و حد الامکان قسمتی از درس را به زبان عربی تدریس نماید
1ـ برگزاری برنامه ی اردوهای تابستانی دانشآموزان در مناطق عربنشین ایران تا با محاوره عربی آشنا شوند.
2ـ استفاده از یادیارها (کلمات اختصاری) برای یادآوری قواعد.
3ـ تبیین اهداف آموزش کتب عربی در ایران برای دانشآموزان و معلمان.
4ـ حل مشکل ضیق وقت تدریس کتب عربی (حجم مطالب دستوری کاهش یابد یا زمان تدریس این کتب افزایش داده شود).
5ـ فقط از دبیران متخصص در رشته ادبیات عرب جهت تدریس کتب عربی استفاده شود.
6ـ مشکل نتیجه مداری کنکور حل شود تا دبیران عربی به تدریس فرایند مدار روی آورده و از صرف بیش از اندازه زمان برای تبیین قواعد دستوری بپرهیزند
والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته
|
زبان |
|
|
زبان وسیله ی بیان تفکر است و غالباً برای انتقال فکر کسی به دیگری به کار میرود. این انتقال ممکن است به وسیله ی گفتن، نوشتن، اشاره و یا لمس انجام شود. پس هر چه وسیله ی انتقال فکر، یعنی زبان، از طرفی ساده و از طرف دیگر دقیق تر باشد، عمل انتقال فکر دقیق تر و راحت تر صورت خواهد گرفت.
انواع زبان زبان از لحاظ ارزش ادبی به سه قسمت میشود: 1- زبان ادبی: که زبان شاعران و نویسندگان است و در آن هنرنمایی های ادبی بسیار به کار میرود. نظم و نثر قدیم فارسی نمونه ی درخشانی از زبان ادبی است. 2- زبان گفتگو: که زبان صحبت افراد تحصیل کرده است و اگر چه فاقد هنرنمایی های ادبی است، ولی باید در حال سادگی بی غلط باشد. در زبان گفتگو همیشه صرفه جویی به کار میرود. نویسندگان معمولاً در نوشتن زبان ادبی به کار میبرند و در صحبت زبان گفتگو. 3- زبان عامیانه: که زبان مردم تحصیل نکرده و عامی است و شامل لغتهای غلط یا نیمه غلطی است که در دو زبان دیگر نباید دیده شود، علاوه بر این دارای غلط های صرفی و نحوی نیز هست. گاه در زبان عامیانه لغات بسیار اصییل نیز یافت میشود که باید آنها را با به کار بردن ادبی زنده کرد.
طبقه بندی زبان های جهان زبان شناسان زبان های جهان را به سه دسته ی زیر تقسیم کرده اند:
1- زبان های یک هجائی (تک هجایی) در این زبان ها کلمات فقط از یک هجای تغییر ناپذیر درست شده اند. یعنی نه ریشه ی کلمه تغییر میکند و نه بدان پیشوند یا پسوندی متصل می شود. این زبان ها در حالت ابتدایی باقی مانده اند، مثل: زبان های چینی، تبتی و سیامی 2- زبان های التصاقی (پیوندی) در این زبان ها کلمات از یک یا چند هجای تغییرناپذیر درست شده اند، ولی میتواند به هم بچسبند یا پیشوند و پسوندی بگیرند تا معنی نوی به دست آید، مثل: زبان های فنلاندی، ترکی، مغولی، تاتاری، ژاپنی و کره ای 3- زبان های منصرف (صرفی) در این زبان ها کلمات از یک یا چند هجای تغییرپذیر درست شده اند. یعنی ریشه ی کلمه ها برعکس زبان های بالا تغییر می کند و به صورت های مختلف درمیاید. علاوه بر این پیوند پیشوند و پسوند با کلمه ها در این زبان ها فراوان است. زبان های مهم دنیا از این نوعند، مثل زبان های هندی، ایرانی، یونانی، لاتین، ژرمنی، اسلاوی، ارمنی و سامی
الف- زبان های هندی و اروپاای 1- زبان های هندی: سانسکریت، ودا، ... 2- زبان های ایرانی: پارسی باستان (پارسی کهن – فرس قدیم)، اوستایی، پهلوی (زبان ساسانیان)، پارتی (زبان اشکانیان)، دری، سُغدی، خوارزمی، سکایی، ... پارسی باستان با زبان اوستاای و سانسکرت از یک ریشه اند. اوستا زبانی است که برای نوشتن اوستا کتاب دینی زردشتیان ایران باستان به کار رفته است، به این سبب آن را زبان اوستاای نامند. پارسی باستان و اوستا فرزندان یک پدرند. زبان های هند و ایرانی یکی از مهم ترین شاخه های زبان هند و اروپاای است و آریاای نامیده میشوند. 3- زبان یونانی 4- زبان لاتین زبان لاتین زبان رومیان قدیم بوده است که امروزه جزو زبان های مرده ی دنیا محسوب میشود. زبان های زیر مشتق از زبان لاتین هستند: فرانسه، ایتالیایی، اسپانیایی، پرتقالی و رومانی. 5- زبان های ژرمنی: آلمانی، انگلیسی، هلندی، سوئدی، نروژی، ... 6- زبان های اسلاوی: روسی، چکی، لهستانی، ...
ب- زبان های سامی زبان های سامی عبارتند از: عربی، عبری، آشوری، فینیقی، کلدانی، سریانی، ... زبان های سامی بالا با چند زبان نزدیک به آنها در شاخه ی بزرگ تری بنام زبان های سامی و حامی قرار می گیرند.
|
صفحهکلید فارسی پیشفرض سیستمعامل ویندوز ایرادهای فراوانی دارد. نبود نیمفاصله، جابهجا بودن محل کلیدها نسبت به صفحهکلید استاندارد فارسی (استاندارد شمارهٔ ۹۱۴۷ موسسهٔ استاندارد و تحقیقات صنعتی ایران) و پشتیبانی نکردن از عددهای فارسی برخی از این ایرادها هستند. میتوانید برای رفع این ایرادها از نسخهٔ دوم صفحهکلید استاندارد فارسی که بهنام اسفهبد نوشته است، استفاده کنید.
نسخهٔ دوم صفحهکلید استاندارد فارسی ویندوز از اینجا قابل دریافت است.
پس از نصب، صفحهکلید استاندارد فارسی به صفحهکلیدهای تعریف شدهٔ ویندوز اضافه خواهد شد و در کنار صفحهکلیدهای دیگر قابل استفاده خواهد بود. از این پس کلید تبدیل+فاصله (shift+space) نیمفاصله خواهد بود.
در آغاز رویارویی زبان فارسی و عربی، در میان فارسیزبانان دو گرایش وجود داشت. گروهی فارسیگرا بودند و گروهی عربیگرا. فارسیگرایان که ابن سینا و جوزجانی و ناصرخسرو و افضلالدین کاشانی از برجستگان آنان بودند، بر این باور بودند که باید برای واژههای عربی و یونانی که در عرصه دانش و فلسفه مطرح است برابرهای فارسی برگزید. در مقابل اینان عربیگرایان قرار داشتند که معتقد به وامگیری از زبان عربی بودند. در آن زمان این گرایش غلبه یافت و فارسی به مدت چند سده به وامگیری گسترده از زبان عربی پرداخت. این گرایش موجب شد که وامگیری به عادت فارسیزبانان تبدیل شود. این عادت هنوز هم پابرجاست، اما زبان عربی جای خود را به زبانهای انگلیسی و (تا چندی پیش از آن فرانسه) سپردهاست.
| |
|